دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فایل های آموزشی و پژوهشی نقد و بررسی مظالب دانشگاهی پروژه های دانشجویی تحقیق و مقاله

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فایل های آموزشی و پژوهشی نقد و بررسی مظالب دانشگاهی پروژه های دانشجویی تحقیق و مقاله

پایان نامه های کارشناسی ارشد-–122


2-3-5- نرخ بازده سرمایه‌گذاری18 عنوان صفحه 2-3-6- جریان نقدی آزاد18 2-4-1- ارزش افزوده اقتصادی.19 2-4-2- کاربرد ارزش افزوده اقتصادی.20 2-4-3- مزایای ارزش افزوده اقتصادی 21 2-4-4- معایب ارزش افزوده اقتصادی.22 …


نمونه پایان نامه- –122

4-2- یافته های توصیفی.45 4-3- آزمون فرضیات45 فصل پنجم: تلخیص، نتیجه‌گیری و پیشنهادات 5-1- مقدمه.63 5-2- خلاصه یافته ها..64 5-3- نتیجه گیری64 5-4- جمع بندی65 5-5- پیشنهادهای کاربردی پژوهش.66 5-6- پیشنهادهایی برای پژوهش‌های آتی.67 5-7- محدودیت‌های پژوهش67 منابع و مآخذ: منابع فارسی 69 منابع غیر فارسی71 پیوست ها75 چکیده انگلیسی91 فهرست جداول عنوان صفحه جدول- 4-1- آماره‌های توصیفی متغیرهای پژوهش برای سال 1384.45 جدول- 4-2- آماره‌های توصیفی متغیرهای پژوهشبرای سال 1385.47 جدول- 4-3- آماره‌های توصیفی متغیرهای پژوهش برای سال 1386.49 جدول- 4-4- آماره‌های توصیفی متغیرهای پژوهش برای سال 1387. 51 جدول -4-5- آماره‌های توصیفی متغیرهای پژوهش برای سال 1388.52 جدول- 4-6- نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی با سود هر سهم(EPS)برای سال 1384.55 جدول -4-7- نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی با سود هر سهم(EPS) برای سال 56 جدول- 4-8- نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی با سود هر سهم(EPS)برای سال 138656 جدول -4-9- نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی با سود هر سهم(EPS)برای سال 1387.57 جدول-4-10- نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی با سود هر سهم(EPS)برای سال 1388.57 جدول- 4-11- نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم(EPS) برای سال 1384.58 جدول- 4-12- نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم(EPS)برای سال 59 جدول -4-13-: نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم(EPS) برای سال 138660 جدول -4-14- نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم(EPS)برای سال 1387..61 جدول- 4-15- نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم(EPS)برای سال 138862 فهرست نمودارها عنوان صفحه شکل -4-1- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به EVA سال 1384.45 شکل-4-2- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به REVAسال 1384.46 شکل- 4-3- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به EPS سال 1384.46 شکل- 4-4-: نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به EVA سال 1385..47 شکل- 4-5- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به REVAسال 1385..48 شکل- 4-6- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به EPS سال 138548 شکل- 4-7- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به EVA سال 138649 شکل- 4-8- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به REVAسال 1386.50 شکل- 4-9- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به EPS سال 138650 شکل- 4-10- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به EVA سال 1387.51 شکل- 4-11- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به REVAسال 138752 شکل- 4-12- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به EPS سال 138752 شکل- 4-13- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به EVA سال 138853 شکل- 4-14- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به REVAسال 1388.53 شکل- 4-15- نمودار مستطیلی نرمال خطاها مربوط به EPS سال 1388..54 چکیده: هدف از این پژوهش، معرفی معیار‌های اقتصادی ارزیابی عملکرد به استفاده‌کنندگان و افزایش میزان شناخت آنها نسبت به این معیار‌ها از طریق بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده (REVA) با سود هر سهم(EPS)است. برای رسیدن به این هدف، پژوهش حاضر با آزمون 3 فرضیه و با انتخاب80 شرکت از بین شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 5 ساله، 1384 الی 1388، انجام شده است.فرضیه ها به این صورت مطرح شده اند: بین ارزش افزوده اقتصادی و سود هر سهم(EPS) رابطه وجود دارد، بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده و سود هر سهم(EPS) رابطه وجود دارد، تغییرات ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده نسبت به ارزش افزوده اقتصادی، با سود هر سهم(EPS) بیشتر هم جهت می باشد، آزمون فرضیه‌ها به صورت بررسی سال به سال انجام شده است. در این پژوهش برای جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات از روش کتابخانه‌ای- اسنادی استفاده شده است.برای مطالعه ادبیات تحقیق و بررسی پیشینه تحقیق از مطالعه کتابخانه‌ای استفاده شده است و از بانکهای اطلاعاتی و سایتهای اینترنتی اطلاعات مربوط به متغیرها استخراج گردیده است. داده‌های مالی مورد نیاز با مراجعه به سازمان بورس اوراق بهادار تهران، گزارش‌های هفتگی، ماهنامه بورس اوراق بهادار و نیز با استفاده از نرم‌افزارهای تدبیرپرداز، ره‌آورد نوین و صحرا گردآوری می شود.با توجه به اینکه توزیع جامعه آماری نرمال نبود بدین علت برای تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها و آزمون فرضیه‌های پژوهش، از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شده است که آزمون معادل ناپارامتریک ضریب پیرسون می باشد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری فرضیه‌های پژوهش نشان می‌دهد که بین ارزش افزوده اقتصادی و سود هر سهم برای تمامی سال ها رابطه معنی داری وجود دارد و ضریب همبستگی ارزش افزوده اقتصادی با سود هر سهم برای سال های مذکور به ترتیب برابر 546/0، 651/0، 684/0 ،679/0 و 710/0 است، در صورتی که بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده و سود هر سهم برای 3 سال 1384،1385 و1386 رابطه ای وجود ندارد و ضریب همبستگی متغیرها برای سالهای مذکور به ترتیب برابر 123/0-، 113/0 ، 136/0 بود، اما برای سالهای 1386 و 1388 نتایج بدست آمده حاکی از وجود رابطه معنی دار بین متغیرها بود، ضریب همبستگی متغیرها برای سالهای مذکور به ترتیب برابر 286/0 40/0 بودبا این حال، ارزش افزوده اقتصادی نسبت به ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، رابطه بیشتری با سود هر سهم دارد. واژه های کلیدی: ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، سود هر سهم -361950-744220حهنمچحنچنتتتک 00حهنمچحنچنتتتک فصل اول کلیات پژوهش1-1- مقدمهبرای سالیان زیادی درگذشته، اقتصاد‌دانان تصور می‌کردند که تمامی گروه‌های مرتبط با یک شرکت سهامی مثل مدیران و سهامداران برای رسیدن به یک هدف مشترک فعالیت می‌کنند اما از سال 1961 موارد بسیاری از تضاد منافع بین این گروه‌ها مشاهده شد و به دنبال آن شرکت‌ها در پی حل این تضاد منافع برآمدند (جنسن و مک لینگ، 1976: 312). تضاد منافع دلالت بر این موضوع دارد که مدیران همیشه در جهت حداکثر کردن منافع سهامداران عمل نمی‌کنند. سهامداران می‌توانند تضاد منافع موجود را از طریق پرداخت حقوق و مزایای متناسب با عملکرد مدیران و قبول هزینه‌های نظارت برای محدود کردن اقدامات و فعالیت‌های نابجای مدیران، تعدیل کنند (توسی و گومز-مجیا، 1994: 1004). یکی دیگر از راه‌های برخورد با تضاد منافع موجود بین سهامداران و مدیران استفاده از سیستم‌های ارزیابی عملکرد است. اندازه‌گیری عملکرد یک بخش مهم از هر سیستم کنترل مدیریت است. ایجاد یک برنامۀ استراتژیک و کنترل کردن تصمیم‌ها (به مرحله عمل رساندن تصمیم‌های گرفته شده) نیاز به اطلاعاتی درباره نحوه عملکرد واحد‌های مختلف موجود در یک شرکت دارد. برای تأثیرگذاری بیشتر، اندازه‌گیری عملکرد و نحوۀ دادن پاداش باید مدیران و سایر کارکنان یک شرکت در همه سطوح را برای تلاش جهت دستیابی به اهداف از قبل تعیین شده و عملکرد هرچه بهتر برانگیزد (هورن‌گرن، 2006: 791). توسعه و بهبود معیارهای ارزیابی عملکرد به‌عنوان یک بخش مهم از زنجیره ارزش، یکی از وظایف اصلی حسابداری مدیریت است. معیار ارزیابی عملکرد معتبر و قابل اتکا، به شرکت اجازه می‌دهد که استراتژی و اهداف خود را به طور اثربخش به مرحله عمل برساند. مدیران و پژوهش‌گران با استفاده از راه‌های مختلفی مثل استفاده از مدل‌های ارزیابی عملکرد، تلاش می‌کنند تا مدیریت و کنترل بر زنجیره ارزش را بهبود بخشند (مالینا و سلتو، 2004: 442). ارزیابی عملکرد فعالیتی است که مدیران به جهت رسیدن به اهداف و استراتژی‌های خود انجام می‌دهند. ارزیابی عملکرد، اجرای استراتژی شرکت و نظارت بر آن را انجام می‌دهد. انتخاب یک معیار ارزیابی عملکرد مناسب و رسیدن به اهداف شرکت با استفاده از این معیارها، سبب با اهمیت‌تر شدن نحوه انتخاب یک معیار جهت ارزیابی عملکرد می‌شود (لهمن و همکاران، 2004: 269). اهمیت اندازه‌گیری عملیات مالی مدیران یک دایره و یا کل مجموعه شرکت، از دیرباز به ویژه از قرن 19، مورد توجه حسابداران بوده است. در این راستا، بسیاری از شرکت‌ها، به‌گونه سنتی، از متغیرهای مهم حسابداری مانند فروش، سود و درصد سود به فروش استفاده کرده‌اند. اگر چه این روش‌ها همچنان در عمل مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما روش‌های چندان مناسبی جهت ارزیابی عملکرد مدیران نیستند، زیرا سودآوری یک دایره رابطه نزدیکی با مقدار سرمایه‌گذاری دارد و هیچکدام از این روش‌های سنتی به مبلغ سرمایه‌گذاری توجه نمی‌کنند. بنابراین، در سال‌های اخیر تکنیک‌های نوینی جهت ارزیابی عملکرد مدیران به‌وجود آمده‌اند (نمازی، 1382: 163). یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد مدیران که در مقایسه با سایر معیارها از مطلوبیت بیشتری برخوردار است، ارزش افزوده اقتصادی است که نخستین بار در سال 1954 میلادی به‌وسیله سوجانن مطرح شد (سوجانن، 1954: 395). استیوارت بیان می‌دارد علی‌رغم مزایای ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد، یک ضعف برای استفاده از آن وجود دارد. بر خلاف نرخ رشد سود و نرخ‌های بازده، استفاده از ارزش افزوده اقتصادی برای مقایسه شرکت‌های مختلف با اندازه‌های گوناگون مشکل است. اما این ضعف را می‌توان برطرف کرد. به‌عبارت دیگر، ارزش افزوده اقتصادی می‌تواند برای انعکاس یک سطح معمول از سرمایه به‌کاررفته در شرکت استاندارد شود (استیوارت، 1991: 167). در تلاش برای رفع نقص بالا، صاحب‌نظران مالی شکل پالایش شده‌ای از ارزش افزوده اقتصادی را با عنوان ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده مطرح کردند که به جای تأکید بر قابلیت اتکاء اطلاعات، بر مربوط بودن آنها تأکید می‌کند. به‌عبارت دیگر، این معیار هزینه فرصت منابع به‌کار گرفته شده را بر مبنای ارزش بازار آنها محاسبه می‌کند (باسیدور و همکاران، 1997: 14). در این پژوهش رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده (REVA) با سود هر سهم(EPS)بررسی شده است. 1-2- مسأله پژوهش: شرکت‌هایی که تلاش‌های آنها جهت ایجاد ارزش برای سهامداران با شکست روبرو شده است به این دلیل بوده است که از سیستم مدیریت مالی سنتی استفاده کرده‌اند. برای دستیابی به ارزش، باید اهداف مالی، ابزار ارزیابی عملکرد و رویه‌های اررزیابی مورد توجه و تأکید قرار گیرند (استیوارت، 1991: 1). توانایی در ارزیابی عملکرد یک شرکت از شرایط لازم و مهم برای بهبود عملیات یک شرکت است. اهمیت ارزیابی عملکرد با در نظر گرفتن زنجیره ارزش نمایان‌تر خواهد شد، به این دلیل که شرکت‌‌‌ها در صورت در نظر گرفتن فعالیت‌ها به صورت متوالی نسبت به در نظر گرفتن هر یک به طور مجزا، عملکرد بهتری خواهند داشت (لهمن و همکاران، 2004: 267). بسیاری از شرکت‌ها برای توسعه ارزیابی عملکرد در زنجیره ارزش تلاش‌های فراوانی می‌کنند. ارزیابی عملکرد در سطح زنجیره ارزش مفیدتر است زیرا چند بخش اصلی در یک شرکت ممکن است فقط نسبت به یک بخش از زنجیره ارزش مسئولیت داشته باشند و این درحالی است که مدیران سطوح بالای شرکت، نسبت به تمام زنجیره ارزش، مسئولیت خواهند داشت و درنتیجه ارزیابی عملکرد در سطح زنجیره ارزش، از مواضع مدیران سطوح بالا حمایت خواهد کرد (همان ماخذ، ص. 272). یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد برای رسیدن مدیران به اهداف خود، استفاده از ارزش افزوده اقتصادی است که هزینة فرصت همه منابع به‌کار گرفته شده در شرکت را از سود خالص عملیاتی کسر می‌کند. به‌عبارتی ارزش افزوده اقتصادی مثبت نشان دهندة تخصیص بهینة منابع و ارزش‏آفرینی برای سهامداران است و بالعکس، ارزش افزوده اقتصادی منفی نشان‌دهندة اتلاف منابع و از بین رفتن ثروت سهامداران است (جهانخانی و ظریف‌فرد، 1374: 52). با وجود اینکه ارزش افزوده اقتصادی توانسته است گامی موثر در جهت ارزیابی عملکرد مدیران بردارد، اما به دلیل ایراداتی از جمله استفاده از ارزش‌های دفتری در انجام محاسبات، صاحب‏نظران مالی شکل پالایش شده‏ای از ارزش افزوده اقتصادی را با ‏عنوان ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده مطرح کردند که ایرادات وارده بر ارزش افزوده اقتصادی را تا حدی رفع کرده است (باسیدور و همکاران، 1997: 14). درسال‌های اخیر، در ایران پژوهش‌هایی در ارتباط با ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده به‌عنوان معیارهای ارزیابی عملکرد مدیران انجام شده است (برای مثال: طالبی و جلیلی، 1381؛ نوروش و مشایخی، 1383؛ شریعت پناهی و بادآور نهندی، 1384؛ مهدوی و رستگاری، 1384). با این حال پژوهشی که رابطه این دو معیار را با سود هرسهم بررسی کند، مشاهده نشد. با توجه به اهمیت ارزیابی هرچه بهتر عملکرد مدیران، این پژوهش به بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده (REVA) با سود هر سهم(EPS)پرداخته واینکه چه رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده (REVA) با سود هر سهم(EPS)وجود دارد؟ 1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش: معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد هم‌جهت با ایجاد ارزش برای سهامداران نیست. برای مثال گردش دارایی‌ها، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام را که یکی از معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد است تحت تأثیر قرار می‌دهد و این درحالی است که گردش دارایی‌ها لزومأ منافعی برای سهامداران ایجاد نمی‌کند اما سبب افزایش نرخ بازده حقوق صاحبان سهام می‌شود (بلک و همکاران، 2001: 50). جنسن و مک لینگ نیز بیان می‌کنند که اگر چه بسیاری از شرکت‌ها از معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد مثل نرخ بازده حقوق صاحبان سهام استفاده می‌کنند، اما آن در معرض تحریف شدن به‌وسیله اعمال مدیران است. آنها برای ارزیابی عملکرد شرکت ارزش افزوده اقتصادی را معرفی کردند، هرچند ادعا کردند که ارزش افزوده اقتصادی علی‌رغم برتر بودن نسبت به نرخ بازده حقوق صاحبان سهام، به‌عنوان بهترین معیار ارزیابی عملکرد نیست چرا که بر اساس این معیار، مدیران پروژه‌های با ارزش افزوده اقتصادی منفی فعلی را انتخاب نخواهند کرد در حالی‌که ممکن است چنین پروژه‌ای در آینده دارای منافعی برای شرکت شود که ارزش افزوده اقتصادی منفی فعلی را توجیه نماید (جنسن و مک لینگ، 1999: 13). مدیران مالی باید به‌منظور ارتقای معیار‌های سنتی ارزیابی عملکرد جهت کسب اطلاعات مدیریتی که به واقعیت‌های اقتصادی نزدیک‌تر است، تلاش کنند. بدین منظور معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد مثل ارزش افزوده اقتصادی استفاده خواهند شد که با استفاده از آن نقایص مربوط به استفاده از ابزارهای سنتی ارزیابی عملکرد برطرف خواهند شد (کپلن و آتکینسون، 2005: 523). علی‌رغم برطرف شدن نقایص مربوط به روش‌های سنتی ارزیابی عملکرد به‌وسیله استفاده از ارزش افزوده اقتصادی، انتقاداتی نیز به این روش وارد است که ذهن پژوهش‌گران را به خود مشغول ساخته است و در صدد یافتن معیارهای بهتر یا تعدیل و پالایش معیارهای موجود برآمده‌اند تا انتقادهای وارده بر معیار ارزش افزوده اقتصادی را برطرف سازند. از جملة این انتقادها، اتکاء این معیار بر ارقام تاریخی و محاسبة هزینة فرصت سرمایه‌گذاران بر اساس ارزش‌های دفتری و تحریف نتایج آن بر اثر تورم است. بنابراین، پژوهش‌گران به دنبال برطرف کردن انتقادات وارده بر ارزش افزوده اقتصادی بوده و گونه‌ پالایش شده‌ای از ارزش افزوده اقتصادی به‌نام ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده را مطرح ساخته‌اند (باسیدور و همکاران، 1997: 15 و 16). پژوهش حاضر از این جهت که رابطه ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با سود هر سهم توام بررسی می کند، حائز اهمیت است. 1-4- سوالات پژوهش: - چه رابطه ای بین ارزش افزوده اقتصادی و سود هر سهم(EPS) وجود دارد؟ - چه رابطه ای بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده و سود هر سهم(EPS) وجود دارد؟ - تغییرات سود هر سهم(EPS) با ارزش افزوده اقتصادی بیشتر هم جهت است یا با ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده؟ 1-5- اهداف پژوهش: 1-5-1-هدف کلی: بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده (REVA) با سود هر سهم(EPS) شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران 1-5-2- اهداف جزئی: 1- بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و سود هر سهم(EPS) 2- بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده و سود هر سهم(EPS) 3- بررسی هم جهتی تغییرات ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده نسبت به ارزش افزوده اقتصادی، با سود هر سهم(EPS) 1-5-3- اهداف کاربردی: انتظار بر این است که در صورت تحقق اهداف مورد نظر در این پژوهش، نتایج آن قابل استفاده برای سازمانها و اشخاص زیر باشد: 1)سازمان بورس اوراق بهادار تهران: به عنوان بخشی از رسالت اطلاع‌رسانی. 2)تحلیل‌گران مالی و کارگزاران بورس: به عنوان ابزار در تصمیم‌گیری‌های مالی و راهنمایی و مشاوره سرمایه‌گذاران بالقوه و بالفعل. 3)مدیران مالی شرکتها: به عنوان ابزاری برای بررسی و ارزیابی داخلی. 4)دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشگران علاقمند: در راستای معرفی و بحث پیرامون روشهای ارزیابی عملکرد. 5)سازمان حسابرسی: در بهره‌گیری از نتایج بدست آمده و تأثیر آن بر استانداردهای حسابداری حسابرسی عملیاتی. 1-6- فرضیه‌های پژوهشجهت دستیابی به اهداف پژوهش، 3 فرضیه به شرح زیر مطرح شده است: فرضیه اول: بین ارزش افزوده اقتصادی و سود هر سهم(EPS)رابطه وجود دارد. فرضیه دوم: بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده و سود هر سهم(EPS)رابطه وجود دارد. فرضیه سوم:تغییرات ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده نسبت به ارزش افزوده اقتصادی، با سود هر سهم(EPS)بیشتر هم جهت می باشد. 1-7- روش کلی پژوهشازجهت هدف:این پژوهش از نوع کاربردی است. این نوع پژوهش ها از آن جهت که می تواند مورد استفاده سازمان بورس اوراق بهادار ، تحلیل‌گران مالی و کارگزاران بورس، مدیران مالی شرکتها، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشگران ، سازمان حسابرسی قرار گیرد، کاربردی است. ازجهت روش استنتاج :توصیفی - تحلیلی ************************************* *************************************   نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net *************************************   *************************************     ازجهت نوع طرح پژوهش :پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های پس رویدادی است. در این نوع پژوهش‌ها، هدف بررسی روابط موجود بین متغیرها است و داده‌ها از محیطی که به گونه‌ای طبیعی وجود داشته‌اند و یا از وقایع گذشته که بدون دخالت مستقیم پژوهش‌گر رخ داده است، جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل‌ می‌شود. 1-8- قلمرو پژوهش هر پژوهشی باید دامنه مشخص و تعریف شده ای داشته باشد تا پژوهشگر در تمامی مراحل پژوهش احاطه کافی بر کار خود داشته باشد و بتواند پیامدهای حاصل از نمونه را به جامعه بسط دهند. قلمرو پژوهش از لحاظ موضوعی، زمانی و مکانی با شرح زیر می باشد. 1-8-1- قلمرو موضوعی: بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده (REVA) با سود هر سهم(EPS) 1-8-2- قلمرو مکانی قلمرو مکانی این پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. 1-8-3- قلمرو زمانی: قلمرو زمانی این پژوهش از سال 1384 تا 1388 می باشد. 1-9- تعریف واژه‌های کلیدی: سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات:عبارت است از سود خالص عملیاتی که از آن مالیات کسر خواهد شد و برای محاسبه آن اثر ثبت‌های غیرنقدی حسابداری حذف و صرفه‌جویی‌های مالیاتی ناشی از هزینه‌های تأمین مالی نیز از سود کسر خواهد شد. میانگین موزون هزینه سرمایه:عبارت است از میانگین موزون هزینه منابع مختلف تأمین مالی بلندمدتی که توسط شرکت به‌کار گرفته می‌شود. ارزش افزوده اقتصادی:عبارت است از سود اقتصادی یا سود باقیمانده‌ای که پس از کسر هزینه سرمایه از سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات بدست می‌آید. سرمایه (Capitalt-1): عبارت است از مجموع سرمایه شرکت به ارزش دفتری در پایان دورة t-1 (آغاز دورة t). ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده: عبارت است از سود اقتصادی یا سود باقیمانده‌ای که پس از کسر هزینه سرمایه به ارزش بازار از سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات بدست می‌آید. ارزش بازارسرمایه:عبارت است ازارزش بازار مجموع سرمایه شرکت درپایان دورة 1-t (آغاز دوره t) خلاصه فصل: فصل اول به کلیات تحقیق می پردازد فصل دوم تحقیق مبانی نظری و پیشینه تحقیق را مورد بررسی قرار میدهد فصل سوم روش انجام تحقیق و قلمرو مکانی و زمانی تحقیق را مورد بررسی قرار میدهد فصل چهارم تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق را ارائه میدهد فصل پنجم به نتیجه گیری و ارائه تحقیقات آتی می پردازد فصل دوم چارچوب نظری و پیشینه پژوهش2-1- مقدمه: در فصل قبل مطالبی پیرامون پژوهش از قبیل تشریح و بیان موضوع پژوهش، اهمیت و اهداف پژوهش، ضرورت انجام پژوهش و روش پژوهش بیان شد. در این فصل ابتدا مدل‌های ارزیابی عملکرد شامل مدل‌های حسابداری و مدل‌های اقتصادی شرح داده می‌شود. سپس، مدل‌های مبتنی بر سود حسابداری معرفی و نارسایی‌های مختلف آن بیان می‌شود. در ادامه مدل‌های اقتصادی ارزیابی عملکرد، نحوه محاسبه، ویژگی‌ها و سیر تکاملی آنها بیان می‌شود. همچنین، به موضوعاتی از قبیل محتوای اطلاعاتی معیارهای مبتنی بر ارزش افزوده اقتصادی، کاربرد آنها، مزایا و نارسایی‌های آنها نیز اشاره شده و در پایان، سابقه پژوهش‌های انجام شده در زمینه مدل‌های اقتصادی ارزیابی عملکرد در دو بخش پژوهش‌های داخلی و خارجی بیان می‌شود. برای اکثر مردم به خصوص سهامداران شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، این سوال مطرح است که چگونه می‌توان ارزش یک شرکت را به‌طور صحیحی اندازه‌گیری کرد. در عمل دیده شده است که سهامداران از اطلاعات و معیارهای غلطی برای قضاوت در مورد ارزش سهام شرکت‌ها استفاده می‌کنند. عدم استفاده از معیارهای مناسب برای اندازه‌گیری عملکرد و ارزش سهام یک شرکت، موجب می‌شود که قیمت سهام شرکت‌ها به سمت ارزش واقعی آنها سوق پیدا نکند و این پدیده معمولأ موجب ضرر و زیان یک گروه از خریداران سهام و سود سرشار گروه دیگر خواهد شد (جهانخانی و ظریف فرد، 1374: 42). در دهه 1980، فعالیت سهامداران منجر به افزایش فشار بی‌سابقه بر شرکت‌ها برای به حداکثر رساندن ارزش شرکت به طور دائمی شد. مبنای عقیده آنها این بود که پاداش مدیران اغلب با تغییرات به‌وجود آمده در ثروت سهامداران، محاسبه خواهد شد (باسیدور و همکاران، 1997: 11). همچنین هدف از به‌کارگیری یک معیار اندازه‌گیری عملکرد، انجام تصمیم‌گیری درست در مورد اجرای پروژه‌های سرمایه‌گذاری با ارزش فعلی خالص مثبت است (باش و همکاران، 2003: 1). بسیاری از شرکت‌ها برای اندازه‌گیری عملکرد خود جهت تعیین حقوق و مزایا از ابزارهای سنتی حسابداری مانند سود هر سهم، بازده سرمایه‌گذاری، جریان نقدی آزاد، سود باقیمانده و قیمت سهام استفاده می‌کنند (بم و همکاران، 2004: 82). در حالی‌که معیارهای سنتی از ابزار مهم برای ارزیابی ‌عملکرد مالی و عملیاتی شرکت هستند، ولی محیط درحال تغییر شرکت‌ها، نیاز به استفاده از معیارهای جدید ارزیابی ‌عملکرد، افزون بر معیارهای قدیمی را ایجاد کرده‌است. مدیران با استفاده از معیارهای جدید ارزیابی عملکرد همچون ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، به‌ اهداف قابلیت سوددهی بلندمدت، بهره‌برداری بهینه از دارایی‌های ثابت، حاشیه سود، کارایی و رضایت کارکنان شرکت، دست خواهند یافت (هیرش، 2000: 587). برای مثال جنسن و مورفی در سال 1990 و میلبورن در سال 1996 بیان کردند که برای قضاوت در مورد عملکرد یک شرکت، باید قیمت سهام آن شرکت را مورد بررسی قرار داد. به نظر باسیدور و همکاران وی، قیمت سهام (یا بازده های محاسبه شده بر اساس تغییرات قیمت سهام) همیشه ابزاری کارا برای ارزیابی عملکرد شرکت‌ها نیست زیرا بسیاری از عوامل که خارج از کنترل مدیران هستند، ممکن است بر قیمت سهام اثر بگذارند (باسیدور و همکاران، 1997: 11). معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد هر کدام به نوعی دارای معایبی هستند که چنانچه به‌عنوان مبنای اندازه‌گیری مورد استفاده قرار گیرند، اندازه‌گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت مطابق با واقعیت‌های موجود نخواهد بود. ولی ارزش افزوده اقتصادی تنها معیاری است که معایب روش‌های سنتی ارزیابی عملکرد را نداشته و ارزش شرکت را به‌طور واقعی محاسبه می‌کند. به‌عبارت دیگر، ارزش افزوده اقتصادی شاخص بنیادین برای اندازه‌گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت است (ورثینگتون و وست، 2004: 202). ارزش افزوده اقتصادی یک اندازه‌گیری مناسب و دقیق از ارزش اضافه شده به سرمایه‌گذاری انجام شده توسط سهامداران انجام می‌دهد. بنابراین، اگر مدیران بر استفاده از ارزش افزوده اقتصادی تمرکز نمایند، به آنها برای رسیدن به هدف حداکثر‌سازی ثروت سهامداران، کمک خواهد کرد. از ارزش افزوده اقتصادی می‌توان برای ارزیابی عملکرد در سطح هر یک از بخش‌ها مانند استفاده از آن در سطح کل شرکت، بهره برد. بنابراین، استفاده از ارزش افزوده اقتصادی یک مبنای مفید برای تعیین پاداش مدیران در تمام سطوح فراهم می‌کند (بریگام و همکاران، 1999: 48). از ارزش افزوده اقتصادی می‌توان برای دستیابی به اهداف شرکت، بودجه‌بندی سرمایه‌ای، ارزیابی عملکرد شرکت و محاسبۀ میزان پاداش مدیران استفاده کرد. به‌عبارت دیگر، ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان مبنایی برای اجرای یک سیستم مدیریت مالی یکپارچه و هماهنگ با سایر بخش‌های شرکت، می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. موارد اشاره شده از دلایل برتری مدل‌های اقتصادی ارزیابی عملکرد بر مدل‌های حسابداری ارزیابی عملکرد مانند سود، رشد سود و سود هر سهم است (استیوارت، 1991: 119). علی‌رغم استفاده گسترده از معیار‌های سنتی ارزیابی عملکرد و همچنین ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان معیار اقتصادی ارزیابی عملکرد، هیچ‌کدام از آنها نمی‌توانند معیارهای ارزیابی قابل اتکایی باشند و درنتیجه نمی‌توان به‌منظور به حداکثر رساندن ارزش شرکت، آنها را افزایش داد (وت و تویت، 2007: 63). برای برطرف ساختن نقاط ضعف مربوط به مدل‌های سنتی و همچنین ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان مدل اقتصادی ارزیابی عملکرد، پژوهش‌گران نوع اصلاح شده‌ای از ارزش افزوده اقتصادی را به‌نام ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، مطرح ساخته‌اند که در آن به‌جای استفاده از ارزش‌های دفتری، از ارزش‌های بازار در انجام محاسبات استفاده می‌شود. 2-2- انتخاب معیاری مناسب برای ارزیابی عملکردکپلن و آتکینسون دو دلیل مهم را برای استفاده از ابزارهای مالی ارزیابی عملکرد درنظر می‌گیرند. اولأ، ابزارهای مالی ارزیابی عملکرد، مستقیمأ با اهداف بلند‌مدت شرکت در ارتباط هستند، زیرا اهداف بلند مدت شرکت، معمولأ اهدافی مالی هستند. ثانیأ، انتخاب یک ابزار مالی مناسب برای ارزیابی عملکرد، یک دیدگاه وسیع از عملکرد شرکت فراهم فراهم می‌کند. یک ابزار مالی ارزیابی عملکرد، ابزاری جهت ارزیابی میزان موفقیت استراتژی‌های شرکت نیز است (کپلن و آتکینسون، 2005: 442). باش و همکاران، هدف از به‌کارگیری یک معیار ارزیابی عملکرد را انجام تصمیم‌گیری درست در مورد اجرا و یا عدم اجرای پروژه‌های سرمایه‌گذاری می‌دانند (باش و همکاران، 2003: 1). یک مقیاس برای تعیین معیاری مناسب برای ارزیابی عملکرد یک شرکت این است که معیار انتخاب شده تا چه حد موجب ایجاد ارزش برای سهامداران می‌شود. یک ابزار مناسب باید به ایجاد بازدهی متناسب با میزان سرمایه به‌کاررفته در شرکت منجر شود (باسیدور و همکاران، 1997: 12). یک ابزار عملکرد مناسب باید این موضوع را مدنظر قرار دهد که چطور یک شرکت سود عملیاتی ایجاد کند و میزان سرمایه به‌کاررفته برای ایجاد این مقدار از سود به چه میزان باید باشد. یک نظر کلی وجود دارد و آن اینکه سرمایه‌گذاران می‌توانند سرمایه‌گذاری خود در شرکت را بفروشند و وجوه حاصل از آن را در شرکتی دیگر سرمایه‌گذاری کنند. بنابراین، آنها باید حداقل هزینه فرصت سرمایه به‌کاررفته را کسب کنند. این شرایط حاکی از آن است که این هزینه سرمایه باید از سود عملیاتی کسر شود تا حاصل عملکرد مالی یک شرکت را نشان دهد. بر این اساس، مدل‌های ارزیابی عملکرد مطرح می‌شوند (همان مأخذ، ص. 13). 2-3- مدل‌های ارزیابی عملکرداصولأ معیارهایی که برای تعیین ارزش شرکت و ارزیابی عملکرد مدیران به‌کار برده می‌شوند را می توان به دو دسته تقسیم کرد. یک دسته تحت عنوان مدل‌های حسابداری و دیگری تحت عنوان مدل‌های اقتصادی قرار می‌گیرند. در مدل‌های حسابداری، ارزش سهام یک شرکت از حاصل‌ضرب دو عدد به‌دست می‌آید. عامل اول سود شرکت و عامل دوم ضریب تبدیل سود به ارزش است. در مدل‌های اقتصادی ارزیابی عملکرد، ارزش سهام یک شرکت تابعی از قدرت کسب سود از دارایی‌های موجود و سرمایه‌گذاری‌های بالقوه آن و مابه التفاوت نرخ بازده و هزینه سرمایه شرکت است (جهانخانی و ظریف فرد، 1374: 43). در طول دهۀ اخیر، توجه به مفاهیم مدل‌های اقتصادی برای ارزیابی عملکرد افزایش یافته است. مدل‌های اقتصادی در مقایسه با مدل‌های سنتی حسابداری، ابزاری بهتر و قابل درک‌تر برای ارزیابی عملکرد هستند (بم و همکاران، 2004: 82). 2-3-1- مدل‌های حسابداری ارزیابی عملکردمدل‏های حسابداری ارزیابی عملکرد بر صورت سود و زیان و ترازنامه تأکید دارد، این در‌حالی است که مدل‏های اقتصادی ارزیابی عملکرد بر منابع و مصارف وجوه نقد تأکید دارد. از آنجایی‌که مدل‏هایحسابداری بر سود تأکید دارد، یک جریان خروجی وجه نقد می‌تواند به‌عنوان هزینه در صورت سود و زیان و یا به عنوان یک دارایی سرمایه‏ای در ترازنامه منعکس شود، که نتیجه آن ایجاد نظرات مختلف پیرامون نحوۀ برخورد با جریان خروجی وجه نقد است (استیوارت، 1991: 24). برخی از مدل‏های حسابداری عبارتند از: سود، نرخ رشد سود، سود هر سهم، نرخ بازده سرمایه گذاری و جریان نقدی آزاد که در ادامه به شرح هر یک پرداخته خواهد شد. 2-3-2- سودسود و سودآوری یک واحد انتفاعی از دیر باز مورد بحث اقتصاددانان و حسابداران بوده است. در حقیقت فلسفه اصلی ایجاد یک واحد انتفاعی همان سودآوری است اما آیا منظور از سود همان سودی است که در صورت‏های مالی نشان داده می شود؟ مسلمأ جواب منفی است. سودی که مورد نظر سهامداران و سرمایه‌گذاران است غیر از سودی است که در صورت سود و زیان نشان داده می‌شود (جهانخانی و سجادی، 1374: 68). سود حسابداری به دلایل زیر نمی‌تواند مبنایی مناسب برای ارزیابی عملکرد باشد: 1- استهلاک سرقفلی:در زمان سرمایه‌گذاری یک شرکت در سایر شرکت‏ها، شرکت سرمایه‌گذار از روش‏های مختلفی مانند روش اتحاد منافع و یا روش خرید می‌تواند استفاده کند. اگر شرکت مذکور از روش اتحاد منافع استفاده کند، از آنجایی‌که این روش منسوخ میباشد از ارزش‏های دفتری استفاده می‏کند،در نتیجه سرقفلی شناسایی نخواهد شد بنابراین هزینه‏ای به‌نام هزینه سرقفلی به‌وجود نخواهد آمد که سود را تحت تأثیر قرار دهد. ولی اگر شرکت از روش خرید استفاده کند، از آنجایی‌که این روش از ارزش‏های بازار استفاده می‏کند، سرقفلی شناسایی می‏شود که این سرقفلی باید هرسال بخشی از آن به‌عنوان هزینه سرقفلی شناسایی شود و از سود دوره کم شود. در نتیجه استفاده از این روش در مقابل روش اتحاد منافع، سبب ایجاد کاهش در سود می‏شود و سودهای متفاوتی گزارش خواهد شد (همان مأخذ، ص. 25) 2- روش استهلاک دارایی‏های ثابت: شرکت‏ها برای محاسبۀ هزینه استهلاک، از روش‏های متفاوتی مانند روش خط مستقیم، روش نزولی و یا روش مجموع سنوات استفاده می‏کنند. سود حسابداری شرکت با توجه به روش محاسبه استهلاک دارایی‏ها تغییر خواهد کرد. برای مثال، اگر شرکت روش نزولی را برای محاسبه استهلاک دارایی‏ها درنظر بگیرد، سود سال جاری کمتر از حالتی خواهد شد که شرکت از روش خط مستقیم استفاده کند (جهانخانی و سجادی، 1374: 69)،البته این عامل به دلیل آنکه در ایران روش استهلاک طبق ماده 151 روش مستقیم و روش نزولی است تاثیری بر متفاوت بودن سود حسابداری نخواهد داشت. 3- هزینه‏های تحقیق و توسعهبه عنوان یک دارایی سرمایه‏ای هستند یا یک هزینه دوره؟ ضعف دیگر سود به‌عنوان یک مدل ارزیابی عملکرد، نحوۀ برخوردهای متفاوت با وجوه صرف شده به‌منظور پژوهش و توسعه است. بعضی از حسابداران، این‌گونه مصارف وجوه را تحت عنوان هزینه دوره جاری در نظر می‏گیرند و کل آن را از سود دوره جاری کسر می‏کنند ولی عده‏ای دیگر از حسابداران آن را به‌عنوان یک نوع دارایی سرمایه در نظر می‏گیرند و این دارایی را در طی عمر مفید آن مستهلک کرده و در هر دوره بخشی از آن را از سود دوره مورد نظر کسر می‏کنند. درنتیجه، سود حسابداری محاسبه شده در هریک از حالات گفته شده، متفاوت خواهد شد (استیوارت، 1991: 28). 2-3-3- نرخ رشد سودرشد سود یک شاخص گمراه‌کننده برای تعیین عملکرد شرکت است. اگر چه شرکت‏هایی که سهامشان با ضریب قیمت به سود هر سهم () بالایی به فروش می‏رسد، شرکت‏هایی با رشد سریع هستند، اما رشد سریع ضمانتی برای ضریب بالا نیست و نرخ رشد به تنهایی معیار مناسبی نیست، زیرا مهم این است که این رشد چگونه بدست آمده است. نرخ رشد تابع دو عامل است: میزان سرمایه‌گذاری و نرخ بازده سرمایه‌گذاری. سرمایه‌گذاری زمانی مناسب است که بازده آن بیش از هزینه سرمایه به‌کارگرفته شده برای کسب آن باشد. ایراد وارد بر نرخ رشد سود به عنوان ملاک تعیین ارزش شرکت و اندازه‌گیری عملکرد شرکت این است که ممکن است دو شرکت نرخ رشد سود یکسانی داشته باشند ولی برای رسیدن به این رشد سود، هر کدام از آن شرکت‏ها از میزان سرمایه متفاوتی استفاده کرده باشند. پس نمی‏توان عملکرد این دو شرکت را یکسان تلقی کرد، به‌عبارت دیگر عملکرد شرکتی که با به‌کارگیری سرمایه کمتر به نرخ رشد سودی برابر با شرکتی که سرمایه بیشتری را برای دستیابی به همان نرخ رشد سود به‌کار برده است، مطلوب‌تراست (همان مأخذ، ص‌ص. 39 و 40). 2-3-4- سود هر سهمسود هر سهم در حقیقت از تقسیم سود خالص بعد از کسر مالیات بر تعداد سهام بدست می‏آید و به همین دلیل همان ایرادهای اساسی که بر سود وارد است بر آن نیز وارد است، یعنی با دستکاری کردن سود و یا تغییر روش‏های پذیرفته شده در حسابداری، سود هر سهم نیز تغییر خواهد کرد. در حقیقت سود هر سهم تعیین کنندۀ ارزش سهام شرکت نیست، زیرا بررسی‏ها نشان داده است در مواردی سود هر سهم کاهش یافته است ولی قیمت سهام افزایش یافته است. سود هر سهم فقط مربوط به یک دوره زمانی معین است و نمی‏توان با توجه به آن در مورد ارزش شرکت قضاوت کرد. عاملی که تعیین کننده قیمت سهام یک شرکت است عرضه و تقاضای سهام است و عرضه و تقاضا، به پیش‏بینی سودهای آینده بستگی دارد. در پیش‏بینی آینده عوامل زیر مطرح هستند: الف- میزان دریافت جریان‏های نقدی مورد انتظار آتی ب- ریسک یا درجه اطمینان نسبت به تحقق جریان‏های نقدی مورد انتظار آتی ج- مدت زمان دریافت جریان‏های نقدی پس مشاهده می‏شود که سود هر سهم به تنهایی نمی‏تواند مبنای اندازه گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت باشد (همان مأخذ، ص‌ص. 35 و 36). 2-3-5- نرخ بازده سرمایه‌گذاریشرط موفقیت در جذب سرمایه و ایجاد شرکتی که ارزش آن بیشتر از سرمایه به‌کارگرفته شده آن باشد، تحصیل نرخ بازده بیشتر است. اما نرخ بازده به تنهایی معیار کاملی برای تعیین عملکرد شرکت‏ها نیست و دارای ایراداتی به شرح زیر است: الف- نرخ بازده سرمایه‌گذاری از تقسیم سود خالص عملیاتی بعد از کسر مالیات بر سرمایه به‌کاررفته بدست می‏آید. درنتیجه ایراد اولیه‏ای که بر این معیار وارد است این است که صورت کسر (سود خالص عملیاتی بعد از کسر مالیات) دارای همان ایرادات معیار سود که قبلأ به آنها اشاره شد، است. ب- نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که به حداکثر رساندن نرخ بازده هدف مناسبی برای مدیران نیست، زیرا یک واحد سودآور ممکن است به‌منظور حداکثر نمودن نرخ بازده، از برخی فرصت‏های سرمایه‌گذاری مناسب، اجتناب کند (جهانخانی و ظریف فرد، 1374: 57). 2-3-6- جریان نقدی آزادجریان نقدی آزاد، جریان نقدی واقعی دردسترس شرکت برای توزیع بین سهامداران پس از آن‌که در دارایی‌های ثابت سرمایه‌گذاری کرد، است. همچنین جریان نقدی آزاد، جریان نقدی موجود در شرکت پس از آن‌که شرکت سرمایه‌گذاری لازم برای حفظ موقعیت فعلی خود را انجام داد، است. ارزش عملیات انجام گرفته توسط شرکت به همۀ جریانات نقدی آزاد مورد انتظار آتی وابسته است. مدیران همواره به‌دنبال افزایش میزان جریان نقدی آزاد به‌منظور به حداکثر رساندن ارزش شرکت تحت مدیریت خود هستند (بریگام و همکاران، 1999: 45). ایرادی که بر این مدل ارزیابی وارد است اینکه ممکن است یک شرکت علی‏رغم اینکه جریان نقدی آزاد کمتر داشته است، در برخورد با فرصت‏های سرمایه‌گذاری نسبت به شرکتی که جریان نقدی آزاد بیشتری داشته است، عملکرد مناسب‌تری داشته باشد، چرا که شرکت مذکور توانسته است از فرصت‌های مناسب سرمایه‌گذاری حداکثر استفاده را کند و با سرمایه‌گذاری تمام سود حاصل از عملیات خود و همچنین اخذ وام علاوه بر سود برای اجرای طرح‌های سودآور، توانایی شرکت در کسب سود در آینده را فراهم کند (استیوارت، 1991: 122 و 123). 2-4- مدل‌های اقتصادی ارزیابی عملکرددر دهه 1990، هدف نهایی اقتصادی شرکت‌ها، ایجاد ارزش برای سهامداران بود. شرکت‌ها بر روی عملیات و همچنین تولید و ارائه محصولات جدیدی که بازدهی بیشتر از هزینه سرمایه به‌کاررفته در شرکت فراهم می‌کرد، سرمایه‌گذاریکردند. هدف آنها به حداکثر رساندن ارزش شرکت بود (گیسر و لیبنبرگ، 2002: 3). منتقدان مدل‌های حسابداری بیان می‌کنند که معیارهای سود، سود هر سهم و رشد سود، ابزارهای گمراه‌کننده برای ارزیابی عملکرد شرکت هستند و بهترین ابزار برای ارزیابی عملکرد دوره‌ای یک شرکت، استفاده از مدل‌های اقتصادی ارزیابی عملکرد همچون ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده است (استیوارت، 1991: 66). 2-4-1- ارزش افزوده اقتصادیاگر چه هدف اولیه مدیران به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است، اما حداکثر سازی ثروت سهامداران با گسترش سیستم‌های ارزیابی عملکرد مدیران در تناقض است. استیوارت سیستم ارزیابی عملکردی را پیشنهاد می‌کند که سبب می‌شود مدیران فقط پروژه‌ای که ثروت سهامداران را افزایش می‌دهد، به مرحلۀ عمل برسانند (نقل از لواتا و کاستیگان، 2002: 215). ارزش افزوده اقتصادی یک رویکرد خاص از سود باقیمانده است و بر این مبنا استوار است که مدیران باید با یک نرخ بازده بالاتر نسبت به هزینه سرمایه به‌کاررفته به‌دست آورند. از بین همۀ رویکرد‌های سود باقیمانده به‌عنوان مبنای ارزیابی عملکرد، ارزش افزوده اقتصادی مورد بیشترین توجه قرار گرفته است. برای ایجاد بهبود وضعیت سهامداران، سود عملیاتی شرکت باید از هزینه سرمایه به‌کاررفته در شرکت بیشتر باشد (باش و همکاران، 2003: 2). ارزش افزوده اقتصادی یک معیار اندازه‌گیری عملکرد مالی و یک ابزار برای محاسبه میزان ارزش ایجاد شده برای سهامداران و همچنین یک ابزار برای تصمیم‌گیری در سرمایه‌گذاری در یک شرکت است. ارزش افزوده اقتصادی، بازده اضافی ایجاد شده در اثر انجام یک سرمایه‌گذاری است (گیسر و لیبنبرگ، 2002: 2). شرکت استرن استیوارت که یک شرکت ارائه دهندۀ خدمات مشاوره‌ای در نیویورک است، ارزش افزوده اقتصادی را به‌عنوان یک ابزار اندازه‌گیری در سال 1989 معرفی کرد. استفاده از ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان یک رویکرد خاص از سود باقیمانده (سود خالص عملیاتی پس از کسر هزینه فرصت سرمایه به‌کاررفته در شرکت) جهت انجام تصمیم‌گیری‌های مناسب مالی در حال افزایش روزافزون است (ورثینگتون و وست، 2004: 202). هر ابزار اندازه‌گیری عملکرد مالی که مبنای محاسبه پاداش مدیران قرار می‌گیرد باید از یک طرف ارتباط زیادی با تغییر در ثروت سهامداران داشته باشد و از طرف دیگر اثر منفی بر قیمت سهام شرکت نداشته باشد. بر این اساس، یک معیار ارزیابی عملکرد مالی باید ارائه شود. ارزش افزوده اقتصادی، معیاری است که می‌تواند در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد. ارزش افزوده اقتصادی به برقراری ارتباط بین داده‌های حسابداری یک شرکت و عملکرد بازار سهام آن می‌پردازد (باسیدور، 1997: 11). به‌طور کلی سود باقیمانده به‌وسیله کم‌کردن مخارج سرمایه از سود شرکت حاصل می‌شود. پرینریچ و لوک نشان دادند که مبلغ سود باقیمانده تنزیل شده ناشی از یک پروژه سرمایه‌گذاری با ارزش فعلی خالص ناشی از اجرای پروژه، برابر است. بنابراین، تصمیم‌گیری در مورد اجرای یک پروژه با استفاده از معیار سود باقیمانده به نتایج مشابهی با تصمیم‌گیری در مورد اجرای یک پروژه با استفاده از جریان نقدی حاصل از آن منجر می‌شود. با مفاهیم ابزار اندازه‌گیری سود باقیمانده که در سال‌های اخیر مورد بحث قرار گرفته است، در زمینه استفاده از ارزش دفتری یا ارزش بازار در تعیین سود شرکت و مخارج سرمایه‌ای آن، برخوردهای متفاوتی به‌صورت زیر می‌شود: 1- ارزش دفتری، مبنای اندازه‌گیری سود و مخارج سرمایه برای محاسبۀ ارزش افزوده اقتصادی قرار گیرد. 2- ارزش دفتری، مبنای اندازه‌گیری سود و ارزش بازار مبنای اندازه‌گیری مخارج سرمایه برای محاسبۀ ارزش افزوده اقتصادی پالایش قرار گیرد (باش و همکاران، 2003: 1). با توجه به اهمیت ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده در ارزیابی عملکرد و اثر آن بر ثروت سهامداران، موارد کاربرد، مزایا و معایب ناشی از به‌کارگیری هر یک بیان می‌شود. 2-4-2- کاربرد ارزش افزوده اقتصادی1- شرکت استرن استیوارت ارزش افزوده اقتصادی را که حالتی خاص از سود باقیمانده است، به‌عنوان ابزاری برای ارزیابی عملکرد مدیران به‌کار می‌برد. همچنین برخی از شرکت‌ها مانند شرکت جنرال الکتریک، از ارزش افزوده اقتصادی به عنوان ابزاری برای تحلیل مالی شرکت، استفاده می‌کنند (فارسیو و همکاران، 2000: 115). 2- ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان یک ابزار برای ارزیابی عملکرد مالی مدیران، به شرکت‌ها برای کسب یک بازده بزرگ‌تر از هزینه سرمایه به‌کاررفته در شرکت کمک می‌کند. این معیار برای تخصیص بهینه منابع شرکت و انجام تصمیمات مطلوب توسط مدیران و بودجه‌بندی صحیح سرمایه مورد استفاده قرار می‌گیرد. ارزش افزوده اقتصادی یک معیار مؤثر برای ارزیابی کیفیت تصمیمات گرفته شده توسط مدیریت است. همچنین، از آنجایی‌که ارزش افزوده اقتصادی مثبت ارزش شرکت را افزایش می‌دهد و ارزش افزوده اقتصادی منفی ارزش شرکت را کاهش می‌دهد، آن یک شاخص معتبر برای محاسبه میزان رشد ارزش شرکت است (گیسر و لیبنبرگ، 2002: 3). 3- ارزش افزوده اقتصادی یک ابزار برای محاسبه میزان ارزش ایجاد شده برای سهامداران و همچنین یک ابزار برای تصمیم‌گیری پیرامون سرمایه‌گذاری در یک شرکت است. ارزش افزوده اقتصادی نشان‌دهندۀ بازده اضافی ایجاد شده در اثر انجام یک سرمایه‌گذاری است (همان مأخذ، ص. 4). 4- یکی از اهداف به‌کارگیری ارزش افزوده اقتصادی، مبنایی برای پرداخت پاداش به مدیران است. در این حالت نه تنها ارزش افزوده اقتصادی مثبت، بلکه افزایش ایجاد شده در ارزش افزوده اقتصادی نیز مبنای محاسبه پاداش مدیران قرار می‌گیرد (باسیدور و همکاران، 1997: 12؛ باش و همکاران، 2003: 12؛ بم و همکاران، 2004: 83). 5- بسیاری از شرکت‌ها از ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان مبنایی برای تخصیص بهینه منابع خود استفاده می‌کنند و در نهایت اینکه از ارزش افزوده اقتصادی جهت ایجاد ارزش برای سهامداران استفاده می‌شود (باسیدور و همکاران، 1997: 12). 2-4-3- مزایای ارزش افزوده اقتصادیاستیوارت در کتاب خود تحت عنوان «تلاش برای ایجاد ارزش» (که در سال 1991 به چاپ رسیده است) ارزش افزوده اقتصادی و مزایای استفاده از آن را معرفی می‌کند. وی بیان می‌دارد که ارزش افزوده اقتصادی در مقابل سایر معیارهای ارزیابی عملکرد مانند سود هر سهم و بازده سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران، برتر است (استیوارت، 1991: 136). از مزایای ارزش افزوده اقتصادی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- ارزش افزوده اقتصادی تنها معیار ارزیابی عملکردی است که تغییرات قیمت سهام در طی زمان را توضیح می‌دهد (مهدوی و رستگاری، 1386: 5). 2- شرکت استرن استیوارت چندین بررسی در زمینۀ ارتباط میان میزان تغییرات در ارزش افزوده اقتصادی و میزان تغییرات به‌وجود آمده در ثروت سهامداران انجام داده است. برای مثال، استیوارت مدارکی فراهم می‌سازد که طی آن ارزش افزوده اقتصادی را به‌عنوان بهترین معیار ایجاد ارزش برای سهامداران می‌داند که این معیار از معیارهایی مانند سود هر سهم، بازده حقوق صاحبان سهام و بازده سرمایه‌گذاری نیز که در توضیح میزان تغییرات به‌وجود آمده در ثروت سهامداران به کار برده می‌شوند، نیز دقیق‌تر است (ورثینگتون و وست، 2004: 202). 3- ارزش افزوده اقتصادی یک تصویر واقعی از بهبود وضعیت سهامداران ارائه می‌دهد. به‌علاوه ارزش افزوده اقتصادی عاملی مؤثر در ایجاد انگیزش در مدیران جهت ایجاد ارزش برای سهامداران می‌باشد. بنابراین، استفاده از این معیار سبب حرکت به‌سوی عملکردی مطلوب خواهد شد (گیسر و لیبنبرگ،2002: 3). 4- از ارزش افزوده اقتصادی می‌توان برای انجام تصمیم‌گیری بهتر در مورد سرمایه‌گذاری‌های شرکت بهره برد (همان منبع). 5- ارزش افزوده اقتصادی به مزایای بلند‌مدت و کوتاه‌مدت قابل تصور برای شرکت، توجه دارد (همان مأخذ). 6- از ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان یک معیار برای پیش بینی سود هر سهم و میزان تغییرات آن در آینده استفاده می‌شود (ماچوگا و همکاران، 2002: 62). 7- ارزش افزوده اقتصادی به‌وسیله تحلیل‌گران سهام مورد پذیرش عمومی قرار گرفته است زیرا این معیار، ارزش را از دیدگاه توانایی شرکت برای ایجاد بهبود دائمی در وضعیت سهامداران بیان می‌دارد و نه میزان سود توزیع شده بین سهامداران (هرزبرگ، 1998: 45). 8- از آنجا که هدف اولیه مالی هر شرکت از به‌کارگیری ارزش افزوده اقتصادی ایجاد ارزش برای سهامداران می‌باشد، این امر منافع سهامداران را افزایش خواهد داد (فارسیو و همکاران، 2000: 115). 9- با توجه به مفهوم فرضیه بازار کارا که بر اساس آن، قیمت سهام عملکرد جاری شرکت را منعکس می‌کند، تغییرات در سطح ارزش افزوده اقتصادی دارای اهمیت زیادی است. بنابراین، شرکت‌ها بر گسترش دائمی ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان مبنایی برای افزایش ثروت سهامداران تأکید دارند (همان مأخذ). 2-4-4- معایب ارزش افزوده اقتصادی1- باسیدور و همکاران ارزش افزوده اقتصادی را مورد انتقاد قرار دادند و بیان کردند که ارزش افزوده اقتصادی، هزینه فرصت مربوط به سرمایه‌گذاران که باید بر اساس ارزش بازار باشد را منعکس نمی‌کند. دلیل آنها این بود که سرمایه‌گذاران فعلی شرکت می‌توانند در هر برهه‌ای از زمان، دارایی‌های شرکت را به فروش رسانند و عواید حاصل از آن را در بازار سرمایه، سرمایه‌گذاری کنند. در این حالت آنها می‌توانند بازدهی بر اساس ارزش بازار شرکت و نه بر اساس ارزش دفتری شرکت، انتظار داشته باشند (باسیدور و همکاران، 1997: 15 و 16). 2- استفاده از ارزش افزوده اقتصادی، هزینه هنگفت طراحی و اجرای آن را به‌دنبال دارد. همچنین محاسبه ارزش افزوده اقتصادی مشکل است (لواتا و کاستیگان، 2002: 216). 3- ارزش افزوده اقتصادی مانند سایر معیارهای ارزیابی عملکرد مالی، برای ارزیابی میزان پیشرفت شرکت در دستیابی به اهداف استراتژیک خود و همچنین در ارزیابی عملکرد شرکت در مورد سیاست تقسیم سود، ناتوان است (گیسر و لیبنبرگ، 2002: 4). 4- اگر چه ارزش افزوده اقتصادی یک ابزار اساسی برای اندازه‌گیری عملکرد شرکت است، اما این معیار برای بررسی عملکرد جاری شرکت کاربرد دارد و برای پیش بینی عملکرد یک شرکت در آینده، نمی‌توان از آن استفاده کرد (فارسیو و همکاران، 2000: 117). 5- شرکت‌هایی که از ارزش افزوده اقتصادی به‌عنوان یک ابزار اندازه‌گیری عملکرد مالی شرکت استفاده می‌کنند ممکن است به دلیل وجود عامل تورم و اثر آن بر ارزش افزوده اقتصادی، در تخصیص بهینه سرمایه، محاسبه میزان پاداش مدیران و همچنین محاسبه میزان سودآوری واقعی شرکت، دچار اشتباه شوند (وار، 2003: 1). 2-4-5- محاسبه ارزش افزوده اقتصادیارزش افزوده اقتصادی، سود خالص عملیاتی پس از کسر هزینه فرصت مربوط به سرمایهبه‌کاررفته در یک شرکت و یا در یک پروژه است. ارزش افزوده اقتصادی، برآوردی از میزان سود اقتصادی یک شرکت است. از آنجایی‌که سود باقیمانده به‌عنوان یک معیار ارزیابی عملکرد حسابداری، سود عملیاتی پس از کسر مخارج مربوط به سرمایه است، بنابراین ارزش افزوده اقتصادی نیز یک رویکرد خاص از سود باقیمانده است (گیسر و لیبنبرگ، 2002: 2). ارزش افزوده اقتصادی به‌صورت معادله زیر بیان می شود: در معادلۀ بالا؛ NOPAT: به عنوان سود خالص عملیاتی گزارش شده به‌علاوه هرگونه افزایش ذخیره مطالبات مشکوک الوصول، ذخیره ارزشیابی بر مبنای اولین صادره از آخرین وارده، استهلاک سرقفلی، خالص مبالغ سرمایه‌گذاری شده به‌عنوان هزینه‌های پژوهش و توسعه و سایر سودهای عملیاتی (شامل سود حاصل از سرمایه‌گذاری) پس از کم کردن مالیات‌های مربوط به فعالیت‌های نقدی است. : میانگین موزون هزینه سرمایه و NA: خالص دارایی‌های شرکت (ارزش دفتری خالص سرمایه درابتدای دوره) است (باسیدور و همکاران، 1997: 15). هورگرن بیان می‌کند که ارزش افزوده اقتصادی یک نوع خاص از محاسبۀ سود باقیمانده است که برای ارزیابی عملکرد مدیران مورد توجه خاص قرار گرفته است. ارزش افزوده اقتصادی برابر است با سود عملیاتی پس از کسر مالیات که از آن هزینه سرمایه به‌کاررفته در شرکت نیز کم شده است. نحوۀ محاسبه ارزش افزوده اقتصادی را می‌توان به‌صورت معادلۀ زیر نشان داد (هورن‌گرن، 2006: 792): ‌‌‌[(بدهی‌های جاری – کل دارایی‌ها) × میانگین موزون هزینه سرمایه ] - سود عملیاتی پس از کسر مالیات = EVA [(بدهی‌های جاری – کل دارایی‌ها) × میانگین موزون هزینه سرمایه ] -

  • postel postel

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی